مطالب توسط MKZT

دوگانگی مامون!

دومین برخورد زشت مامون که پس از ولایتعهدى نسبت ‏به امام رضا(ع) انجام داد، مساله برهم ‏زدن جلسات علمى آن حضرت بود. زیرا هنگامى که از شکست ‏خوردن امام در جلسات دانشمندان مایوس گردید و مشاهده کرد که هر لحظه شخصیت نهفته امام براى دوست و دشمن آشکار مى‏شود، سخت‏ به وحشت افتاد.

غروب خورشید توس

امروز تقویمها با دیده‌های پرسوگ، برای دلها آتش می‌سرایند؛ ای گوشه نشین غریب توس! ما گریه می‌کنیم برای تنهایی ات.

در این عزا، قلب هر کدام از دوستدارانت، زیارت نامه ای است که در مشهد تو معطر می‌شود.

چند دفتر پر از ناگفته هاست که تنها در محضر تو خوانده می‌شود…

آهوانه

صدایت را می‌شناسم ای شمس؛ شعاع پریده رنگت را در ثانیه های زهر و آن فرشته‌ها را که بر رواق آینه کاری، از پیالۀ نیازت می‌نوشند،
تو را می‌شنوم، تو را دوست دارم؛ که بر بام سرزمینم، چونان فرشته‌ای بی تاب، سرود غربت می‌خوانی؛ سر می‌گذارم بر این اندوه بی بازگشت…

زندگی امام رضا

ای نصرانی، به خدا سوگند ما به آن عیسی ایمان داریم که ایمان به محمد(ص) داشت، ولی تنها ایرادی که به پیامبر شما عیسی داریم، این بود که او کم روزه می گرفت و کم نماز می خواند!

جاثلیق ناگهان متحیّر شد و گفت: به خدا سوگند علم خود را باطل کردی و پایه کار خویش را ضعیف نمودی، و من گمان می کردم تو اعلم مسلمانان هستی…

مسافر بهشتی

دوستش زیرچشمی به امام نگاه کرد. هر دو برای دیدار آمده بودند. یکی برای دیدار با امام و دیگری دیدار مأمون. مرد ادامه داد: ‌نمازمان شکسته است یا نه؟

دوستش پوزخندی زد و آرام گفت:‌ این همه راه را آمده ای تا همین را بپرسی. معلوم است که نمازمان شکسته است…

سیاست امام رضا

تریبون عظیم خلافت در اختیار امام قرار گرفت و امام در آن سخنانی را که در طول یکصد و پنجاه سال جز در خفا و با تقیه و به خصیصین و یاران نزدیک گفته نشده بود به صدای بلند فریاد کرد و با استفاده از امکانات معمولی آن زمان که جز در اختیار خلفا و نزدیکان درجه یک آن‌ها قرار نمی‌گرفت آن را به گوش همه رساند…