مناجات با دوست

ملجاءگریزهای من!  شنوای آوای من!  امام دردآشنای من!

تنها پناهگاه من! گریزان به شکایت آمده ام!

از تهاجم نفس لئیم بسیار به بدی امر کننده! امام مهربان من !

گناهنم لباس خواری بر تنم کرده است و دوری از تو درماندگی را آرایشم شده است!

و افزودگی آلودگی گناهانم، ماهی دلم  را میرانده است! ای نهایت آرزویم ! ای تنها پاسخگویم ! و ای محبوب دلم! ماهی دلم را با جریان زلال توبه زنده گردان!

به عظمت تو سوگند که جزء درگاه باکرامت تو ،گناهانم را بخشنده ای  نمی یابم و شکستگی خویش را جز تو پیوندی نمی بینم.

مهربان پیشوای من ! من اینک با بالهای تواضع به بارگاه تو بازگشته ام و سر خشوع و خواری خویش بر درگاه قدرتت خم نموده امِِ اگر از در رحمت خویش برانیم به کدامین در پناهنده شوم و اگر از قله رافت فرو  افکنیم به کدامین دامنه بگریزم؟ صد افسوس از خجالت و رسوائیم و هزار ناله و فغان از دست تهی ام!

ای بهترین وسیله من به درگاه حضرت حق! از عظیم گناهانم ، هلاک کننده هایش را طلب آمرزش کن و از قبیح رازهایم رسوا کننده هایش را بپوشان و درگرمای حضورت از خنک گواری عفوت بنوشان !

امام کریم ! بلند پرده زیبای گذشتت را بر چشمان گنهکار خسته ام دریغ مکن. پرنده وجودم را در وسعت آسمان مهرت پرواز ده! حضرت حق را خشنودی توست! توئی که باران رحمت الهی به دعایت صفحه دل را میشوید . ابر بردباریت را بر بیکران دشت گناهانم بگذران و علی رغم آنچه از من می دانی بر سرم دست مدارا بکش.

ای دریابنده درماندگان ! ای درد سوز دردمندان! ای داننده هر چه پنهان! تو را میانجی گناهانم قرار دادم. استجابت کن دعای مرا! مسوزان نهال آرزوی مرا! بپذیر رجعت مرا! ای مهر گستر  مهربانان!

(سید مهدی شجاعی / برگرفته از مناجات خمسه عشر)